گزارش سخنرانی نمایندگی گیسن درتایخ ۲۳اگوست

 

جلسه ماهیانه نمایندگی گیسن در تاریخ 23 آگوست ساعت 8 شب با حضور جمع کثیری از فعالان

حقوق بشر برگزار شد از جمله خانم ها: فاطمه قنبری، زینب قنبری، فریبا ضیایی، سمیه مهربانی و آقایان: منوچهر شفائی، فرهاد نصیری، ابولفضل نعیمی،مهدی موسوی، آقای نکیسا نوروزی و آقای جمشید غلامی درویشیان برگزارشدکه اقای مهدی موسوی وخانمها زینب قنبری وسمیه مهربان به سخنرای پرداختند ودرضمن اقای نعیمی مسول جلسه وخانم فاطمه قنبری منشی جلسه بودند که گزیده ان بدین شرح می باشد

در ابتدا مسول جلسه آقای نعیمی ضمن خوش آمد گویی به همه عزیزان از آقای موسوی تقاضا کردند که گزارشی از نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی را ارائه دهند. این گزارش به شرح زیر است:

هر مرد، زن و کودک که در این جهان به دنیا می آیند از لحاظ جنسیت و حقوق، همه با هم برابرهستند و همه دارای عقل و وجدان هستند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنیم. هر کس حق دارد ازتمام حقوقی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر شده بهرمند گردد، بدون هیچ گونه تمایزی از نظر سن، جنس، نژاد، مذهب و عقیده سیاسی، رنگ، ملیت، زبان، پوست و غیره. انسانها حق دارند در آزادی و امنیت کامل زندگی کنند و هیچ کس حق ندارد با شما مانند برده رفتار کند و یا شما را شکنجه نماید. همه در برابر قانون مساوی هستند و شما حق دارید که در پناه قانون باشید و هر کس حق دارد عادلانه در دادگاه محاکمه شود، هیچ کس نباید بازداشت یا تبعید خودسرانه شود شما بیگناه محسوب خواهید شد تا زمانی که گناهتان ثابت شود. حق دارید امور خود را خصوصی نگه دارید، حق دارید به هر کجای جهان بروید که در کشورهای دیگر از آزار و اذیت در امان باشید، و دارای ملیت و تابعیت باشید و حق دارید ازدواج کنید، تشکیل خانواده دهید و حکومت موظف است که از خانواده شما حمایت کند، حق دارید که فکر کنید به آنچه دوست دارید و بگویید هر چه را که میخواهید و آزادانه به مذهب خود بپردازید و به مسالمت سازمان تشکیل دهید و حق دارید در امور سیاسی کشور خود شرکت کنید و دولت باید به رای دوره ای مردم انتخاب شود و همه آرا برابر هستند. جامعه ای که در آن زندگی میکنید باید به شما درپرورش کمک کند، حق دارید کار کنید و حقوق منصفانه دریافت کنید و از سطح زندگی مناسبی بر خوردار باشید، تحصیل کنید و آموزش و پرورش باید تلاش کند تا صلح و تفاهم را در میان همه مردم گسترش دهد. شما میتوانید در هنر و دانشهای جامعه سهم ایفا کنید. باید به نظم اجتماعی احترام بگذارید، چرا که برای برقراری این حقوق لازم است که به حقوق و آزادی های دیگران احترام بگذارید، هیچ کس نباید سعی کند به هیچ بهانه ای حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر را از بین ببرد.

و اما حقوق بشر در جمهوری اسلامی: باید بگویم که حقوق بشرو دموکراسی یک مسئله کلیدی هستند، بدون دموکراسی به حقوق بشر نمیتوان رسید و حقوق بشر هم بدون دموکراسی بی معنا خواهد بود، یعنی در واقع لازم ملزوم یکدیگرو حتی مکمل هم هستند,ولی پیشرفت، حقوق مدنی، انسانی، آزادیهاو تمام مسائلی که مطرح هست یکی قبول داشتن و درک آن اصول است که وارد یک باور فرهنگی,اجتماعی و سیاسی جامعه میشود. در دیدگاه و نظر هر شهروند چنین جامعه ای و قانونمند شدن این ارزشها در قالب حکومت و ساختارش و قوانین هر کشور، اینها جزء مسایلی  هستند که در یک کشوری باشد تا به این اهداف و عنوان دست پیدا کرد. اصولا هر حکومتی که بخواهد فقط و فقط متکی به یک ایدئولوژی خاص و تک قائم باشد چه مذهبی و چه غیر مذهبی، به همان فرمی که در کمونیسم دیدیم در این حکومت مذهبی هم میبینیم. اصلا در ابتدا یک تبعیض اجباری به وجود می آید، چرا؟ چون اگر یک نظر  خاصی بخواهد قالب بر سایه اندیشه ها باشد و در واقع بقیه را به عنوان کمتر مستحق به این قانون با ایدئولوژی نگاه کند، این مشکلات پیش می آید. متاًسفانه وضع ایران از لحاظ باور مذهبی و حق داشتن مذهب دلخواه با توجه به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر،که در واقع هیچ وقت در ایران اجرا نمیشود و تنها چیزی که شما در ایران شاهد آن  هستید این است که شهروندان ایرانی به چند گروه تقسیم میشوند: یک گروه به اصطلاح جامعه مردان شیعه مسلمان هستند که معتقد به ولایت فقیه هستند، که حق و حقوقشان محفوظ است و مورد تبعیض قرار نمیگیرند. و گروه دوم: خانمها، اهل سنت، اقلیتهای رسمی، اینها به هر حال پایین تر از حقوق خودشان قرار میگیرندو گروه سوم: جامعه بهایی که در قانون اساسی اسمی از آن برده نشده و حقی هم ندارند و به جز یک حق شهروندی و راًفت اسلامی که آن هم امکان نقض آن وجود دارد مثل حق تحصیل، حق معاش و غیره. و در واقع هیچ حقی به جامعه بهایی داده نشده ان هم خیلی کمرنگ و آنهم مستلزم این است که اگر هر گونه فعالیتی علیه نظام انجام شود آن راًفت اسلامی از آنها گرفته میشود.  جامعه بهایی که حدود 350000 نفر هستند و در ایران زندگی میکنند تحت فشار و تبعیض دینی هستند و البته  گروههای دیگر مثل دراویش، اهل سنت، اقلیتهای دیگرو زنان اینها هم تحت درجات سنگینی از فشار هستند و جامعه ای که از آنها اسمی برده نمیشود مثل جامعه مندابی ها یا صابئین، اینها انسانهایی هستند که در ایران زندگی میکنند و تحت فشار هستند و باید از آنها یاد کرد و شرح حال آنها گفته شود و ظلم هایی که در حق انان شده است در تاریخ ثبت شود، اما اگر ما میخواهیم ایرانی داشته باشیم که حقوق و احترام به همه شهروندان انجام شود باید اسم برده شود و تمام موارد ظلم و اجهاف به آنها گفته شود، چونکه ما به عنوان جامعهً ایرانی یک روزی میخواهیم که از این وضعیت بیرون بیاییم و در فضای سالم تری زندگی کنیم که در آن تبعیض وجود نداشته باشد و حقوق بشر زیر پا گذاشته نشود. سوالی که برای من بدون جواب مانده این است که، حکومت جمهوری اسلامی که خود را یک حکومت دینی میداند، به کدام یک از شاخه های ادیان و مذاهب ظلم نکرده و آزادی آنها را محدود نکرده و اجازهً فعالیت داه؟

در شرایط کنونی ایران، زنانی که به مخالفت با تبعیض علیه زنان برخاسته اند به اتهام مخالفت با فرهنگ و قوانین دینی بازداشت شده اند و شلاق خورده به احکام سنگین زندان محکوم شده اند. نقد این اتهامات، حقانیت و مشروعیت مبارزات زنان را به اثبات میرساند . به درستی نشان میدهد که فرهنگ همیشه پویا است و زنانی که در ایران به مخالفت برخاسته اند با شجاعت وکوشش های خود این فرهنگ را به سوی کمال سوق میدهند.

با به پایان رسیدن صحبت های آقای موسوی،آقای نعیمی ضمن تشکر از ایشان بابت گزارش جامع خود از خانم زینب قنبری، فعال حقوق بشر،دعوت کردند تا در مورد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 67 برای حاضرین سخنرانی کنند که متن این سخنرانی به شرح زیر است:

در مورد علل وقوع واقعهٔ تابستان ۶۷ و پیش زمینه‌های آن نظرات مختلفی وجود دارد. برخی آن را ادامهٔ جدال جمهوری اسلامی با سازمان مجاهدین خلق به طور اعم و واکنش به عملیات «فروغ جاویدان» به طور اخص می‌دانند. برخی آن را ادامهٔ کشتار زندانیان سیاسی می‌دانند که در سال ۶۰ شروع شده بود سال‌های ۶۳ و ۶۴ متوقف شده بود. نظریات مختلف دیگری نیز وجود دارد.

هم‌زمان با پیشروی نیروهای سازمان مجاهدین خلق به داخل خاک ایران، بروز تحرکات و تنش‌هایی در زندان با سردمداری برخی از اعضای سازمان مجادین خلق، آغاز فعالیت‌های برخی هواداران سازمان در سطح جامعه و ایجاد حرکت‌هایی برای برپایی آشوب و شورش در سطح شهرها و انتشار پیام‌های مستمر سازمان از طریق رادیو و تحریک مردم به شورش رخ می دهد.

در آستانه عملیات فروغ جاویدان، مسعود رجوی گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید… از پایگاه نوژههم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می‌دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریزرا هم با هواپیما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد… از طرفی درب زندان‌ها که باز شود آنها هم با ما هستند و با ما همراهی خواهند کرد. نیروهای زندان بالقوه با ما هستند.» این سخنان ۳ روز قبل از آغاز عملیات و یک هفته قبل از آغاز اعدام‌ها در تالاراجتماعات قرارگاه اشرف گفته شد.

مطابق روایت رسمی جمهوری اسلامی، زندانیان مجاهدین از حمله خبر داشته و خشنودی خود را از طریق برپایی جشن و سرودخوانی در زندان اعلام کرده بودند. آنان قرار بود پس از اشغال هر شهر، به ارتش او پیوسته و در فتح تهران شرکت کنند و به همین دلیل، آنها به عنوان مزدوران دشمن متجاوز در زمان جنگ اعدام شدند..

مقامات جمهوری اسلامی گر چه به طور صریح در مورد این واقعه و ابعاد آن سخن نمی‌گویند اما در موارد متعدد وجود آن را پذیرفته‌اند.

اکثرمراجعروزهایپنجمتاهفتممردادراهنگامآغازاعدام‌هامی‌دانند (عملیاتفروغجاویدانسوممردادآغازشد) امایرواندآبراهامیاناینروزرا ۱۹ ژوئیه (برابربا ۲۸ تیر) نگاشتهاست. بهرحال دراینروزدرسراسرایران اقدامات خاصی درزندان‌هاصورت گرفت وتلویزیون‌هاوروزنامه‌هاجمعشدوزندانیان محدودشدند.

حسنپویا،ازفعالان کانون خاوران،دراینموردمی‌گوید:”ازروزجمعه ۷ مرداد ۶۷،بهعنواناولیناقدام،تلویزیون بندهاراجمعمی‌کنندوازفردایآنروززندانیانسیاسیسراسرایرانازملاقات،رفتنبهبهداری،هواخوریوروزنامهمحروممی‌شوند.”[نیازمندمنبع] ویرواندآبراهامیانمی‌نویسد:” درنخستین ساعات روزجمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۶۷ (۱۹ ژوئیه ۱۹۸۸) حصارهایآهنینیبرگردزندان‌هایاصلیدرسرتاسرایران کشیده شد. دروازه‌هابستهوتلفن‌هاقطعشد. تلویزیون‌هاراازبرقکشیدندوازتوزیع نامه‌ها،روزنامه‌هاوبسته‌هایدارویی (درزندان‌ها) خودداری ورزیدند. ساعات ملاقات منحلشدوبستگان زندانیان راازحولوحوشزندان‌هاپراکندهساختند. بهزندانیاندستوردادهشدکهدرسلول‌هایخودباقیبمانندوازصحبتبانگهبانانوکارگرانافغانیخودداریکنند. رفت‌وآمدبهمکان‌هایعمومیماننددرمانگاه‌ها،کارگاه‌ها،قرائتخانه‌ها،تالارهایتدریسوحیاط‌هاممنوعشد.

بهدستورروح‌اللهخمینیبرایمحاکمهکمیسیونیمتشکلازنمایندهوزیراطلاعات،قاضیشرعودادستانایجادشدهبود. راساینگروهفردیبهنامحسینعلینیریبود. آنهادوباردرهفتهباهلیکوپتربینزندانگوهردشتوزنداناوینرفت‌وآمدمی‌کرد. اینگروهرااپوزیسیون «کمیسیونمرگ»می‌نامدونیزنزدآنانبه «کمیسیونهوابردمرگ»هممعروفاست.

ازروزشنبه ۸ مردادکمیسیونیبهسرپرستی «نیری»درساختماندادگاهواقعدرطبقهاولزندانگوهردشتمستقرمی‌گرددوکشتاررابا «محاکمهمجدد»مجاهدین،آنهماززنانمجاهدآغازمی‌کند. بهگفتهٔحسنپویا،یرواندآبراهامیانوگزارش‌هایمتعددشاهدانواقعهوتمامگزارش‌هایسازمان‌هایاپوزیسیونازاینواقعه،ابتداازهریکازمجاهدینگرایشسیاسی‌شانسوالمی‌شودواگرکسیمی‌گفت «مجاهدین»درجابهاعداممحکوممی‌شد (زیراجمهوریاسلامیمجاهدینراباناممنافقینمی‌شناسدونفسذکرناممجاهدینبهمعنیموافقتباآنانو «پافشاریبرنفاق»گرفتهشدهاست). کسانیکهپاسخدادهبودند «منافقین»باسوال‌هایدیگریروبرومی‌شدند.

آیاحاضریددرمصاحبهتلویزیونیمنافقینرامحکومکنید.آیاحاضریدطنابداررابهگردنیکعضوفعالمنافقینبیندازید؟آیاحاضریدمیدانهایمینگذاریشدهرابرایارتشاسلامپاکسازیکنید؟” وپاسخمنفیبههریکازاینسؤالاتبهمعنیمحکومیتبهاعدامبود.

همینپروسهچندروززودتردراویننیزشروعشدهبود. بهروایتآبراهامیان: “درگوهردشت،زندانیانمی‌توانستندچهرهبازجویانخودراببینندولیدراوینآنهاراباچشمبستهبهبازجوییمی‌بردند

یرواندآبراهامیانپروسهٔاجرایحکماعداممجاهدینرااینگونهتوصیفمی‌کند:”کسانیکهپاسخ‌هاینامساعدمی‌دادند،یاحاضربهزبانآوردن “منافقین” نبودند،بیدرنگبهاتاقویژه‌ایهدایتمی‌شدند. درآنجاانگشترهاوعینکهایشانضبطوبهآنهاگفتهمی‌شدکهوصیتنامهنهاییخودرابنویسید. آنگاهآنهارابهسویچوبه‌هایدارکهپنهانی،همدرتالارسخنرانیگوهردشتوهمدرحسینیهاوینبرپاشدهبودمی‌بردندودرگروه‌های ۶ نفریبهدارمی‌آویختند. جانکندنبعضیازآنهاتا ۱۵ دقیقهبهطولمی‌انجامیدچونبهجایاینکهدریچه‌ایپنهانیاززیرپایشاندررودوبهپایینبیفتدبههمانشیوهقدیمیحلقآویزمی‌شدند. پسازگذشتچندروز،مأموراناعدامکهبیشازحدخستهشدهبودندتقاضاکردندکهمحکومینتیربارانشوندولیبااینتقاضا،بهاینعنوانکهطبقحکمشرعمرتدینودشمنانخدابایدحلقآویزشوندمخالفتبهعملآمد. البتهاینبهانه‌ایبیشنبود. چونطییکدههمحکومینبه “فسادفیالارض” بهوسیلهجوخه‌هایآتشاعدامشدهبودند. دلیلاصلیاستفادهازطنابحفظسکوتوپنهانکاریکامل،همدرقبالدنیایخارجوهمدربرابربخش‌هایدیگرهمانزندانبود. بهچپگرایانگفتهشدکهمجاهدینبهزندان‌هایدیگرانتقالیافته‌اند،امابعضیاززندانیانبامشاهدهکامیون‌هایمجهزبهسردخانهوپاسدارانماسکبهصورتکهبهآمفیتئاتررفت‌وآمدداشتندجریاناتمشکوکیراحدسزدند. باوجوداینآنهانمی‌دانستندکهعلتاستفادهازماسکتوسطپاسدارانایناستکهدستگاه‌های “فریزر” درمردهشویخانهزندانازکارافتادهاست. یکیازپاسدارانادعاکردکهآنها “فقطمشغولتمیزکردنسلول‌هاهستند.

آبراهامیانهمچنیندرشرحگستردگیایناعدام‌هامی‌گوید:

زنیازگروه‌هایچپگرامی‌نویسدکههیچ‌یکاز ۵۰ مجاهدیکهبااودریکبخشزندانیبودندبهبندهایخودبازنگشتند. بهنوشتهمردیمتعلقبههمانگرایش،هیچ‌کدام ۱۹۵ تناز ۲۰۰ مجاهدیکهدریکیازبخش‌هایزندانگوهردشتنگهداریمی‌شدندبازنگشتند. گزارشدیگریحاکیاستکهحسینعلینیریمصممبودحداکثرصدمهرا (بهمخالفانسیاسی) واردکند. درحالیکهاشراقیباحالتینهچندانقاطعسعیداشتراهاعتدالبپیماید.

در ادامه آقای نعیمی از خانم سمیه مهربانی،فعال حقوق بشر، خواهش کردن تا در مورد نقض حقوق زنان در ایران برای حاضرین صحبت کنند که متن این سخنرانی به شرح زیر است:

یکی از موارد بسیار نادرست و زیاد در رژیم جمهوری اسلامی ایران نقض حقوق زنان است .در ایران به زن هیچ حقوق و امتیازی داده نمیشود .

آنان زن را منشاء فساد می دانند . رژیم ضد بشری و زن ستیزی در وحشت از گسترشاعتراضات انتخابات،به یک قیام بزرگ ،هر روز دست به اعدام هایی بی شمار در زندانهامی زنند.روشن است که زنان امروز ایران چه جوان و چه مسن باید به اقدامات شجاعانه بی نظیری در ایران امروزدست بزنند .

در ایران مشکلات زنان زیاد است ،زنان از شرایط خود ناراضی هستند.

زنان در خیابان ها تظاهرات می کنند صدها نفر دستگیر میشوند و چندی جان خود را از دست می دهند، از جمله »ندا آقا سلطان « که در تمام جهان به عنوان نماد ندای اعتراض ایرانیان آزادی خواه ، شناخته می شود . او فرشته آزادی بود .

فقط به جرم اینکه می خواهند آزاد باشند،به جرم اینکه با تبعیض و ناعدالتی  مخالفند و میخواهند صدای دیگران باشند .

جنایتی غیر اخلاقی و غیر انسانی که نه تنها قلب مردم اصفهان بلکه تمام کشور را جریحه دار کرد اسید پاشی بود، که نه فقط یک ظلم بزرگ در حق آسیب دیدگان بلکه در حق تمام مردم ایران بوده و هست .بیش از ۱۵ مورد اسید پاشی در اصفهان گزارش شده که در مهر ماه سال ۱۳۹۳ به وقوع پیوست ،ولی فقط چند مورد آن در خبر ها گفته شد .

و آمار بیشتر را، دروغ محض نامیدند و عده ای از معترضان به اسید پاشی در اصفهان را دستگیرو ضرب وشتم کردند ،همچنین با عکاسان و خبرنگاران برخوردی شدید کرده و آنان را تهدید کردند.آنان بهروز ملبوس باف مستند ساز وعلی جلالی عضو هیأت مدیره انجمن استاندارد ایران را به عنوان متهم ذکر کرده و ربط  بین این موضوع و

امر به معروف و نهی از منکررا رد کردند.

آنها به خود این اجازه را دادن که آسایش وامنیت اجتماعی مردم را سلب کنند که

واقعا مایه  تأسفه که مسئولین رسیدگی لازم برای به وجود آوردن امنیت برای زنان را انجام ندادند و نمیدهند، که خصوصیات همه قربانیان زیبایی و غیر چادری بودن ،بوده است .

امام جمعه اصفهان قبل از وقوع این حادثه سخنان تندی راجع به زنان در ملاء عام به کار برده ومسئله بد حجابی را عنوان کرده که دیگر از حد تذکر گذشته

و برای مقابله باید چوب ها را بالاتر برد  وکاملا مشخص است عاملین این جنایت از

مقامات بالا دستور می گیرند و زیر چتر حفاظتی آنان قرار دارند و سخنان امام جمعه اصفهان چراغ سبزی بود به وحوشی که این جنایات را انجام  دادند .

در کل ،دردولت جمهوری اسلامی ایران هیچ بهایی به زن داده نمیشود .طبق گزارشات ،پایین ترین مشارکت زنان در نیروی کار و پایین ترین میزان درآمد برای زنان در ایران وجود دارد همچنین مفاد قانون مجازات اسلامی در مورد شهادت زنان ،میزان دیه زنان ،

مفاد قانونی در خصوص ازدواج  دختران سیزده ساله و قانون حمایت از خانواده، ازدواج موقت و مجدد را جایز دانسته .

یکی دیگر از موارد در خصوص آموزش دختران و زنان در دانشگاهها و موضوع تفکیک جنسیتی در کلاسها ،حجاب اجباری و چادری بودن در این مکانهاست.

حقوق بشر، خشونت و اجبار علیه زنان را حتی در زندگی خصوصی خانواده ها ،به عنوان یکی از موارد نقص حقوق بشر به رسمیت شناخت.

طبق تعریف سازمان ملل » خشونت علیه زنان « به معنای اعمال هر گونه خشونت براساس جنسیت است که پیامد احتمالی آن صدمه یا آزار فیزیکی،جنسی،روانی و… در زنان است .صرف نظر از اینکه در مکان های عمومی یا در زندگی خصوصی رخ دهد.

خشونت علیه زنان تجلی تاریخی رابطه قدرت نابرابر میان زن و مرد است .

سازمان ملل از کشورها خواست خشونت وتبعیض علیه زنان را متوقف کنند تا آنان  نیز بتوانند  با حقوقی برابر مردان در توسعه اجتماعی مشارکت داشته باشند .

در ایران خشونت علیه زنان غیر قابل انکار است.ازدواج های اجباری هنوز هم وجود دارد

که موجب بروز ناهنجاری دیگری به نام »دختران فراری « می شود.

قتل دخترانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند بسیار متأثر کننده است. یا سر بریدن دختران توسط افراد خانواده و همسر کشی و قتل های خانوادگی ،خودکشی ها و خود سوزی ها در این اواخر به عنوان

علائم واضح وجود خشونت علیه زنان موجب شده تا سکوت در برابر این مشکلات شکسته شود.

دختری که بر خلاف میل پدرش با مرد دلخواه خود ازدواج کرده بود را برادران و عمو زاده گانش بعد از یکسال جستجوپیدا و به قتل رساندند و سوگمندانه زمانیست که مامورین پلیس بعد از یک روز کامل بر جسد حاضر شدند و دختر سه ساله آن زن را در کنار جسد مادرش دیدند .

هر انسانی سزاوار زندگی کردن و داشتن آزادی ست ،به امید داشتن کشوری امن و

به امید آزادی و عدالت نه تنها برای زنان کشورم بلکه برای تمام ملتم .

در انتها از دوستان خواسته شد تا سوالات، انتقادات و پسشنهادات خود را مطرح کنند که به دنبال آن جناب آقای شفائی در مورد سخنرانی ها نکاتی را به شرح زیر مطرح کردند:

دوستی که در مورد اعلامیه حقوق بشر صحبت کردند، بر این عقیده بودن که دموکراسی و حقوق بشرلازم و ملزوم یکدیگرند در صورتی که دموکراسی زیرمجموعه ای از قوانین حقوق بشری است.ما وقتی به حقوق بشر آشنا شدیم بر اساس ماده 21 قاعدتا ما دموکراسی و حکومت مردم بر مردم را تشکیل خواهیم داد.

نکته دیگر عدم استفاده از کلمه اقلیت می باشد.زیرا به اشتباه این نکته به ذهن متبادر می شود که عده ای در اکثریت قرار دارند و حق با آن هاست. ما باید خواهان این باشیم که هرکس حق دارد دین خود را خودش انتخاب کند.

در رابطه با کشتار زندانیان سیاسی روایات دیگری هم وجود دارد .8 سال در کشور ما جنگ وجود داشت و دولت جمهوری اسلامی همه معترضان را به نحوی نابود کرد . بعد از جنگ عده زیادی بودند که دوره محکومیتشان تمام بود و خواهان ورود به جامعه بودند. ورود این عده اندیشه های متفاوت و مخالف به جامعه برای جمهوری اسلامی یک خطر محسوب می شد . دولت جمهوری اسلامی از موقعیتش سواستفاده کرد و همه این اندیشه ها را نابود کرد .در ادامه آماری است که بر اساس اسم وجود دارد و احزاب آن را تایید کردند که در حدود 4560 نفر می باشد.

با به پایان رسیدن صحبت های جناب شفائی، آقای نعیمی ضمن سپاس از ایشان ختم جلسه را اعلام کردند و جلسه در ساعت 21:30 به پایان رسید.

 

این نوشته در گزارش ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.