جلسه سخنرانی نمایندگی گیسن 21 سپتامبر 2014ارسال شده در سپتامبر 21, 2014 گزارش

جلسه سخنرانی نمایندگی گیسن 21 سپتامبر 2014ارسال شده در سپتامبر 21, 2014 گزارش
در تاریخ 21سپتامبر 2014 و بنا بر برنامه تهیه شده توسط همکاران نمایندگی گیسن کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، جلسه سخنرانی با حضو آقای فریدون دریشان محقق و فعال حقوق بشر وآقای اردلان فضلی پژوهشگرو فعال حقوق بشر و با حضورجمعی از فعالان حقوق ازجمله: آقایانناصرصادقی.بنی یعقوب شفاهی مدیریت کانون برزگرمسئول صداوتصویروشهیدی مسول نمایندگی ترکیه سرکارخانمها جعفری مسول نمایندگی هانوفروخلیلی مسول
روابط عمومی ودیگرفعالین حقوق بشر به این ایدیها ایرج.فرشید.آرش.بهار .saeedsn3.Janaanch.peasants.doost.Ivlardomak.
که گزیده ای از آن سخنران بدین شرح می باشد

که اول همه مسول نمایندگی گیسن آقای دریشان ضمن خیرمقدم به دوستان وهمکاران حقوق بشر درایران وخواندن اعلامیه حقوق بشردر مورد ادیان • ماده ی ۱تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.
• ماده ی ۲همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، وضعیت دارایی، محل تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.
ماده ی ۱۸هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی و آشکار کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.
• ماده ی ۱۹هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون نگرانی از مداخله و مزاحمت و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است حضوربه عمل آوردند و جلسه در اتاق پالتاک کانون برگذار گردید.
قانون اساسی جمهموری اسلامی ایران درموردادیان
اصل‏ سیزدهم: ‎‎‎‎‎ایرانیان‏ زرتشتی‏، کلیمی‏ و مسیحی‏ تنها اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ می‏ شوند که‏ در حدود قانون‏ در انجام‏ مراسم‏ دینی‏ خود آزادند و در احوال‏ شخصیه‏ و تعلیمات‏ دینی‏ بر طبق‏ آیین‏ خود عمل‏ میکنند.
اصل ‏چهاردهم: دولت‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مسلمانان‏ موظفند نسبت‏ به‏ افراد غیر مسلمان‏ با اخلاق‏ حسنه‏ و قسط و عدل‏ اسلامی‏ عمل‏ نمایند و حقوق‏ انسانی‏ آنان‏ را رعایت‏ کنند. این‏ اصل‏ در حق‏ کسانی‏ اعتبار دارد که‏ بر ضد اسلام‏
جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ توطئه‏ و اقدام‏ نکنند.
اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.
اصل‏ بیست و سوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار دادمسله رعایت حقوق اقلیتها وتبعض قائل شدن به انها ازجمله اموری است که بخصوص امروزه مورد نهادهای بین المللی وحقوق بشر درایران می با شد ونیزدرجهان مخصوصا درایران برخوردهای خصمانه وخشونت باروویرانگر
مختلف وبه اقدام گروه اکثریت برای پاکسازی قومی بوده است
فشاربراقلیتها های دینی همچنان در ایران ادامه دارد حاکمیت کنونی ایران وسران اون اعتقاد دارند که برخی ازگروهای مذهبی دشمنان کشور هستند برای اینکه باورهای مذهبی آنها ممکن است وفاداری به نظام دچار چالش کنند وبه بهانه امنیت سیاسی سرکوب فعالیتهای مذهبی را سرلوحه عناد باادیان دیگر قرار دهند بازداشتها وخشونت های هدفمند ارگان امنیتی وقضایی جمهوری اسلامی ایران همچنان متوجه اقلیتهای دینی درایران است پیروان ایین بهایی ودراویش وغیره از ادیان غیررسمی می با شد که تحت فشارهای بیشتری قرار دارند وآنها ازانجام مناسک دینی وتبلیغ آیین خود وتدریس وتحصیل محرومند همکنون هفت نفر از رهبران آیین بهای که امور بهاییان رادر کشوراداره می کننددرزندانها بسر می برند وصدها تن از پیروان انها درزندانهای کشور میبا شند
به گزارش نماینده حقوق بشر در ایران جناب اقای احمد شهید درسازمان ملل درگزارششان امده که در تاریخ ۲۰۱۴ دستکم ۳۷۱ نفر از اقلیتها دینی در زندان بسر می برند درگزارش ایشان امده است که نادیده گرفتن قوانین مقرات تبعض امیز علیه اقلیتهای دینی ابراز نگرانی کرده است ما فعالین حقوق بشر ضمن محکوم کردن جنایتهای رژیم خواستار ازادی بی قید شرط زندانیان هستم بازداشت دوزن مسیحی بازداشت شهروندمسیحی خانم بابایی وبرادرش ودوست مشترکشان به اتهام اقدام علیه نظام وتبلیغ مسیحیت سعیدحیدری که به تازگی از تشیع به تسنن تغیر مذهب
داده بود بازداشت شد تشدیدفشارها واذیت وآزارها علیه خادمین ونوکیشان مسیحی زندانی۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
پس ایشان اقای فضلی شروع بسخنرانی کردنند بدین شرح می باشد
برخی محققان ظهور جنبش‌های نوپدید دینی آسیایی در غرب را مرتبط با قانون مهاجرت و ملیت سال ۱۹۶۵ ایالات متحده و قوانین دیگر در غرب اروپا می‌دانند، چرا که این قوانین در نهایت منجر به سهمیه‌های مهاجرتی سخت گیرانه‌ای برای گروه‌های نژادی شد. بسیاری از جنبش‌های نوپدید دینی به عقایدی چون جهان وطنی، بین‌المللی شدن، فرهنگ واحد و مشابه آن‌ها معتقدنددر ژورنال مطالعات دینی مقاله‌ای در سال ۱۹۹۸ منتشر شد که جنبش‌های نوپدید دینی را به پدیده جهانی سازی متصل می‌کند
مکتب فلسفی اشراق توسط شهاب‌الدین سهروردی یا شیخ‌الاشراق در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ارائه شد. وی در کتاب حکمت‌الاشراق به اصول و فروغ این نظریه پرداخته است.
سهروردی در ضمن تحصیل چنین استنباط کرد که موجودات دنیا از نور به وجود آمده و انوار به یکدیگر می‌تابد و آن تابش متقابل را اشراق خواند و به همین جهت لقب شیخ الاشراق را یافت.
نظریه فلسفی سهروردی این بود که هستی غیر از نور چیزی نیست و هرچه در جهان است و بعد از این به وجود می‌آید نور است٬ لذا جهان جز اشراق نمی‌باشد. منتها بعضی از نورها رقیق است و برخی غلیظ و برخی از انوار ذرات پراکنده دارد و پاره‌ای دیگر دارای ذرات متراکم است و همانگونه که نورهای قوی بر ضعیف می‌تابد نورهای ضعیف هم بسوی انوار قوی تابش دارد. انسان هم از این قاعده مستثنا نیست و به دیگران می‌تابد٬ همانگونه که نورهای دیگران به او می‌تابد. بمناسبت اینکه از انسان به دیگران نور تابیده می‌شود انسان فیاض است و می‌تواند به دیگران نور برساند و از نور سایرین روشن شود.
سهروردی می‌گفت که حکمت بر دو نوع است: حکمت لدنی و حکمت عتیق. حکمت عتیق یعنی حکمت قدیم همواره بوده و در قدیم هندی‌ها و ایرانی‌ها و بابلی‌ها و مصری‌ها و بعد از آنیونانی‌ها برخوردار بوده‌اند. اما حکمت لدنی خاصان از آن برخوردار می‌شوند. اما در آغاز این دو حکمت از یک مبدا سرچشمه می‌گرفته و آن ادریس بوده که نام دیگر آن هرمس است.بعد از اینکه مردم حکمت از ادریس آموختند به عقیده او به دو شاخه شد که یکی به سمت ایران ودیگری به‌طرف مصر و بعد این دو شاخه وارد اسلام گردید
با مطالعه عرفانها و ادیان مشاهده می‌شودکه سرچشمه و مبدا آنهابه یک شکل و تقریبا اساس واحدی دارند ولی بنیان و درک هستی و خود شناسی در طبقات درون متفاوت هستند.هرشخصی از طیف و ارتعاشات نوری
خاصی برخوردار است،ودریافت آگاهی متفاوتی از حیطه آگاهی جهان اطراف خود دارد.
پس هر شخصی بنا برنیازهای درونی و یا سطح آگاهی ودیدی که نسبت به عالم هستی دارد خودرا منطبق میکند،پس نمیتوان شرایطی را به اجبار برای بشر تعیین کرد شاید بظاهر موقتی بشود ولی مجالی نمیگذرد که بشربه دنبال حقیقت به جنبش در می آید.
بهائیت دینی استکه میرزا حسین‌علی نوری ملقب به بهاءالله در قرن ۱۹ میلادی در ایران بنیان گذاشت. بهائیان معتقدند که بهاءالله (۱۸۱۷-۱۸۹۲) جدیدترین فرستاده الهی در سلسله پیامبران پیشین چون ابراهیم، موسی و بودا و زردشت و مسیح و محمد استبهاءالله در سال۱۸۶۳ این دین جدید را اظهار کرد. شمار پیروان این آئین بیش از ۷ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر برآورد شده‌است. با اینکه این شمار کمتر از ۰٫۲٪ جمعیت دنیاست ولی از نظر پراکندگی در کشورهای مختلف بعد از مسیحیت دومین دین جهان شمرده می‌شودمرکز جهانی بهائیان در حیفا واقع شده‌است.
بهائیان به خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که در این دین، پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین استو یکتایی خداوند از آموزه‌های بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیر قابل ادراک، غیر قابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف شده‌است.
بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیرممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آنها مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود با بشر مکالمه می‌کند.این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. درآموزه‌های بهایی گفته می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از آن است که توسط انسان‌ها به طور کامل درک شود وحتی تصویری کامل از وی به دست آید
بهاییان در دوران سلطنت دودمان پهلوی تا انقلاب ۱۳۵۷ ایران از آزادی‌های دینی کامل و حقوق مدنی در ایران برخوردار بودند،همچنین برخی پستهای حکومتی را در اختیار داشتند. اما بعد از انقلاب ایران و به قدرت‌رسیدن اسلام‌گرایان شیعه در راس حکومت، تبعیض‌های اجتماعی و تبلیغات منفی از سوی حکومت و نهادهای وابسته به آن، علیه اصول دیانت بهائی و باورمندان به آن به شکلی «سازمان‌یافته] شکل گرفت]

پس از انقلاب ایران، بهائیان از حق تحصیل در دانشگاه‌ها و مشاغل دولتی و خدمت در ارتش محروم شدند، مجامع مذهبی آن‌ها غیرقانونی اعلام و تعدادی از قبرستان‌های آنان در مناطق مختلف ایران مورد تخریب واقع شد
مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی
بر طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، بهائیان علاوه بر محرومیت از اشتغال در اماکن دولتی، از تحصیلات دانشگاهی نیز محروم می‌باشند. این مصوبه که به تاریخ ششم اسفند ۱۳۶۹ (۲۵ فوریه ۱۹۹۱) صادر شده و در بند سوم آن ذکر شده که باید از ثبت نام بهائیان در دانشگاهها جلوگیری به عمل آید و چنانچه هویت بهائی فردی هنگام تحصیل احراز گردد باید از تحصیل محروم شود و همچنین در ۱۱ آبان ماه سال ۱۳۸۵ نیز مجدداً به تصویب شورای انقلاب فرهنگی و وزارت اطلاعات رسیده‌است بدین مضمون که بهائیان نمی‌توانند در دانشگاه‌ها ثبت نام کنند و در صورت ثبت نام باید اخراج گردند
اعتقاد به توطئه پیروان آیین بهائیت بر پایه سندی منصوب به شاهزاده دیمیتری دلگروکف (معروف به کینیاز دالگورکی)، سفیر کبیر روسیه در ایران در سال‌هایی ۱۲۷۰-۱۲۶۳ است. این سند مدّعی است شاهزاده بابیت و بهائیت را به منظور تضعیف تشیع و به طور کلی تضعیف ایران به وجود آورده است. این سند در تهران در اواخر دهه ۳۰ میلادی پخش شد و از آن به بعد در مباحثات مسلمانان به طور وسیعی برای اثبات اینکه بهائیان توسط روس‌ها، و بعد انگلیس‌ها یا آمریکایی‌ها و یا هر دو کنترل می‌شدند استفاده می‌شد. علاوه بر این، از آنجایی که دفتر مرکزی این آئین در شهر حیفا قرار گرفته است، آئین بهایی توسط برخی، یک سازمان صهیونیستی در نظر گرفته می‌شود تا یک مذهببرخی نویسندگان حتی آن را با فراماسونری[و بنیادگرایی اسلامی مرتبط دانسته‌اند. بهاییان به علاوه متهم به حمایت مالی از انقلاب اسلامی هستند.
دَرویش به مسلمان صوفی گفته می‌شود که در راه طریقت گام بر می‌دارد.
درویش در زبان کردی اورامی فعل امر از درونکاری [پرداختن به درون] است که عملاً خودسازی را معنا می نماید. واژهٔ پارسی «درویش» از ریشه‌ای باستانی و برگرفته از واژه‌اینیاایرانی است که در اوستایی به صورت «دریگو-» به معنای «نیازمند، گدا» است] این واژهٔ ایرانی احتمالاً با واژهٔ سانسکریت ودایی «آدریگو-» هم‌ریشه باشد که صفتی با معنای نامشخص است که به ایزدان گوناگونی اضافه شده‌است. این واژهٔ ودایی احتمالاً به صورت «آ-دریگو-» (-a-واکافت می‌شود که «نا دریگو» خواهد شد، شاید به معنای «نا فقیر»، به‌معنای «غنی». وجود این هم‌ریشهٔ ودایی نشان می‌دهد که بنیاد فقرای مقدس آنقدر در میان هندو-ایرانیان اهمیت داشته که در ایران آینده به صورت تاریخی در شکل برادری درویشی و نیز در هند در شکل مکتاب مختلف سنیاسیان  وجود داشته‌است.

دراویش در ایران، بزرگترین اقلیت مذهبی به حساب می‌آیند، به نقل از خبرگزاری فارس ۲۰ سلسله دراویش در ایران شناسایی شده‌است.

سرکوب سلسله نعمت‌الهی در سال ۱۳۸۷ در ایران اتفاق افتاد.

در پی انتشار اطلاعیه‌ای در نمازجمعه اصفهان علیه درویش‌های گنابادی، صبح روز چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ مقبره درویش ناصر علی (اسدالله ایزدگشسب) در آرامگاه تخت فولاداصفهان، مورد حمله قرار گرفته و با بولدوزر بطور کامل تخریب و اموال آن غارت شد خبرنامه امیرکبیر حمله کنندگان را در حدود ۱۷۰ نفر و از نیروهای وزارت اطلاعات، شهرداری اصفهان و گروههای فشار گزارش کرد

بنای تخریب شده از آثار ملی ثبت شده بود که از سال ۱۳۸۰ برای برگزاری مراسمات دراویش مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در پی این اقدام عده‌ای از دروایش در روز سوم اسفند مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی تحصن کردند که در این تحصن نیز ۶۰ نفر دیگر توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. به همین مناسبت این روز به نام روز درویش نامگذاری شد

سوابق سرکوب دراویش

در دوران دولت محمود احمدی نژاد پیش از این هم در حملات دیگری حسینیه‌های دروایش در قم، بروجرد و منزل مسکونی معلمی با نام رحمت‌الله جوادی در چرمهین که محل برگزاری مراسم مذهبی دراویش بود را نیز تخریب شده بود. همچنین در دوران وی، عده کثیری از دروایش نیز دستگیر، زندانی و از تحصیل منع شدند این چهارمین تخریب حسینیه دراویش از این نوع بود و نکته دیگر اینکه مقبره درویش ناصر علی از آثار ثبت شده ملی محسوب می‌گردید. تخریب حسینیه و مقبره درویش ناصر علی از مشایخ دراویش منسوب بهدراویش گنابادی و درگیری‌های خونین آن، بین دراویش و نیروهای انتظامی، اطلاعات، بسیج و لباس شخصی‌های نظام یاد آور حمله به کوی دانشگاه در قیام خونین ۱۸ تیر ۱۳۷۸ از نوع مذهبی آن ذکر می‌شود.

نورعلی تابنده گنابادی قطب دراویش گنابادی از نیروهای ملی – مذهبی و عضو هیات امنای مقبره دکتر محمد مصدق است.

به گفته بخش فارسی بی‌بی‌سی سرکوب دراویش گنابادی و تخریب حسینیه‌ها و اماکن مذهبی آنان که از سوی متشرعین خانقاه نامیده می‌شود در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته و نیروهای سپاه، بسیج، لباس شخصی های موسوم به گروه فشار و سایر سازمان‌های دولتی با فراغ بال و بدون هیچگونه توجه به قوانین مدنی و منعی از سوی سران حکومت به این سرکوب‌ها ادامه می‌دهند تنها محافل و منادیان حقوق بشر و سازمان‌های مربوطه در خارج از کشور[۷] گاه با محکوم نمودن اعمال غیر قانونی حکومت ایران در برخورد با مذاهب و تفتیش عقاید از حکومت ایران کاهش فشار و سرکوب را خواستار هستند.

بخش عمده­اي از «جنبش­هاي ديني جديد» كه در جهان، مشغول به فعاليت مي­باشند، يا در زمرۀ اديان سنّتي هندي قرار دارند يا معنويت­هايي برگرفته از اين«گونه ­هاي معرفتي» هستند. از مهم­ترين اين جنبش­ها، مي­توان به جنبش راجنيش (اوشو)، جنبش ماهاريشي (tm يا مراقبه متعالي) و ساي­بابا اشاره كرد. مكتب دون خوآن (ناواليسم يا شمنيسم)، طرفداران پائولو كوئيلو (نويسندۀ برزيليايي) و اكنكار نيز از مكاتب معنوي هستند كه در زمرۀ عرفان­هاي آمريكايي (سرخ­پوستي، برزيلي و آمريكايي) به شمار مي­روند كه در ايران، طرفداران زيادي را به خود جذب كرده­اند. اينك به معرفي اجمالي هر يك از اين گروه­هاي معنويت­گرا مي­پردازيم.

راجنيش (اوشو) باگوان شري راجنيش مشهور به «اوشو» در جهان به عنوان يک عارف هندي شناخته مي­شود که بيش از ششصد کتاب از وي به زبان­هاي مختلف دنيا چاپ شده است. وي به لحاظ مذهبي در زمرۀ مؤمنين به دين جاين ـ جينيسم ـ به شمار مي­رفت. به گفتۀ خودش در بيست و يک سالگي به روشن­بيني رسيده و پس از آن با تغيير و تحولاتي که در آيين سنّتي خود ايجاد کرد و طريقت خاصّي که با مراقبه (روش سلوک معنوي)­هاي ابداعي خويش بنياد گذارد، افراد زيادي از سراسر جهان را به طريقت خود که نام «سانياسين» ـ رهرو راه حق ـ بر آن نهاده بود؛ جذب کرد. وي پس از مدّتي اقامت در آمريکا و ايجاد شهرکي با کمک مريدان خويش، از سوي دولت آمريکا مورد حمله قرار گرفته و بازداشت شد. در زندان، لباس­هايش را به مواد راديو اکتيو آغشته کردند که همين مسئله سبب مرگش در سال 1990 به سن پنجاه و نُه سالگي شد.

او تصوير خويش از انسان ايده­آل امروزي را «زورباي بودايي» مي­نامد؛ تركيبي كاملاً جديد؛ «ملاقات بين زمين و آسمان، ملاقات بين مرئي و نامرئي، ملاقات قطب­هاي متضاد» و آن را اين چنين توصيف مي­كند:

«پيامي ساده دارم: آفريدن انسان نوين. تلقّي گذشته از انسان، ديگر بيات شده است. اين تلقّي بر مفهوم (يا اين، يا آن) مبتني است؛ يا مادّي­گرا يا مذهبي، يا اخلاقي يا ضد اخلاق، يا قديس يا گناهكار. اين تلقّي به يك گسست و شكاف قائل است. همين گسست و شكاف است كه موجبات روان­پريشي انسان را فراهم آورده است. وقتي انسان به دو پاره تقسيم مي­شود، زندگي به جهنم تبديل مي­شود. مفهوم پاره پاره انسان، سلامت و كمال را از آدمي مي­گيرد و هر پارۀ او عليه پارۀ ديگر اعلام جنگ مي­كند. آن­گاه پاره­اي كه در اين جنگ شكست خورده است، منتظر فرصت مي­ماند تا راه­ها و ابزاري براي انتقام­گيري فراهم بياورد. چنين است كه انسان به عرصۀ نبرد بي­امان دو پارۀ متخاصم وجود خود تبديل مي­شود.

…من آموزگار تازگي­ام. آموزگاري كه آدم­ها را به تماميت خويش فرا مي­خواند و درسش، زمزمۀ محبت و آرمانش يك­پارچگي فرد است. كساني كه از بقاياي روح، هنوز چيزي در آن­ها باقي است، گوشي براي شنيدن درس­هاي من هستند. اين­ها نخستين پرتوهاي خورشيد انسان نوين­اند كه از افق زندگي بالا مي­آيد. اين آموزه­هاي تازه، شاگرداني رند و ماجراجو و شجاع مي­طلبد. شاگرداني كه دل­مشغول آفريدن دنياي شجاع نو هستند»

جامعۀ ايران، اوشو را از طريق کتاب­هايش مي­شناسد. تعدادي از اين کتاب­ها که اغلب شامل سخنراني­ها يا نامه­هاي وي به مريدانش مي­باشد، در ايران چاپ شده است که مهم­ترين آن­ها عبارتند از: راز؛ تفسير اوشو بر داستان­هاي تصوف اسلامي؛ مراقبه؛ يک فنجان چاي؛ تانترا؛ خلاقيت و… بر پايۀ برخي اطلاعات غير رسمي كه از كتاب­فروشي­هاي سطح شهر تهران جمع­آوري شده است، كتاب­هاي اوشو در چند سال اخير، ‌پرفروش­ترين كتاب­هاي بازار كتب معنويت­هاي جديد در تهران، كرج، مشهد، اصفهان و شيراز به شمار مي­روند.

ماهاريشي ماهاريشي ماهش يوگي در ايالت «مادهيا پرادش» هند متولد شد، اما اولين سال­هاي عمر او در هاله­اي از رمز و راز قرار دارد. او خودش در اين­باره مي­گفت: «ديرنشين­ها قرار نيست دربارۀ خودشان حرف بزنند؛ پيام مهم است نه شخص» به نظر مي­رسد او در بين سال­هاي 1911 تا 1918 به دنيا آمده باشد. ماهاريشي يوگي پيش از آن که خود را وقف روشن­بيني معنوي کند، به عنوان يک فيزيک­دان تعليم ديد.

او در دهه­هاي چهل و پنجاه به هيماليا رفت و تحت آموزش «گورو دو (guru dev)» قرار گرفت. بعد از دو سال مراقبه در سکوت و آموزش­هاي مرشدش به غرب رفت و از آن­جا روش مراقبه تي.ام را در سراسر جهان رايج کرد.

«ترنسندنتال مديتيشنيا تي.ام، بر پايۀ نظريه­ها و تمرين­هاي يوگا بنا نهاده شده و يک تکنيک ذهني مي­باشد. در مراقبه تي.ام فرد در ذهن خود ذکري را (به زبان سانسکريت) تکرار مي­کند. آموزگاران تي.ام مي­گويند که فرد با تکرار «مانترا»، که کلمه يا عبارتي کوتاه و غالباً بي­معني است، آرامشي عميق کسب مي­کند که حاصل اين آرامش، شعف دروني، سرزندگي و خلاقيت خواهد بود. ماهاريشي يوگي در مصاحبه­اي در سال 2006 گفت: «با تاريکي نجنگيد؛ روشنايي را بطلبيد، تاريکي خودش مي­رود».اعانه­ها و هزينۀ 2500 دلاري آموزش تي.ام، به ماهاريشي يوگي و هوادارانش کمک کرد تا «کاخ­هاي صلح» يا مراکز مراقبه در ده­ها شهر جهان برپا کنند. هم­چنين واحدهاي تي.ام در شمار زيادي از دانشگاه­هاي جهان تدريس مي­شود. ماهاريشي يوگي پس از چند دهه تعليم تي.ام اخيراً طرح «مراقبه دسته­جمعي» را اعلام کرد تا به فقر جهاني پايان دهد و صلح در سراسر گيتي برقرار شود!او که بيش از نود سال سن داشت، سه­شنبه شب (5 فوريۀ 2008)، در خانه­اش در هلند درگذشت؛ در حالي كه ميراث معنوي بزرگي بر جاي گذاشت كه ميليون­ها نفر در سراسر جهان از آن بهره مي­گيرند و در ايران نيز طرفداران خاصّ خود را دارد كه با استفاده از آموزه­هاي وي به مراقبه و مديتيشن مي­پردازند. البته وسعت فعاليت طرفداران ماهاريشي در ايران نسبت به گستردگي اثر راجنيشيسم نيست و بيش­تر در تهران و در ميان افراد طبقات بالاي اجتماع ديده مي­شود و در اغلب اوقات، بدون آوردن نامي از ماهاريشي و در قالب برنامه­هاي آموزش يوگا ترويج مي­شود.

این نوشته در گزارش ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.